زن و شوهر دو عنصر اصلي و ركن تشكيل دهنده سازمان خانواده هستند ، آميختگي،تناسب وهمگوني شخصيت و خصايص فردي آنان شرط اوليه و غيرقابل انكار سازگاري ،تفاهم و همدلي و تأمين كننده بقاء و سعادت نيك بختي خانواده است و چنانچه روحيات زن و شوهر با يكديگر تطابق نداشته باشند و نوع نگرشها و انتظارات و خواسته هاي آنان ناهمخوان و متعارض باشد . مطالعه و برقراري ارتباط و انجام توقعات و انتظارات طرفين با موانع جدي روبرو
مي گردد و كار به طلاق منجر مي شود . طلاق را از مهمترين پديده هاي حيات انساني تلقي مي كنند . اين پديده داراي اضلاعي به تعداد تمامي جوانب و اضلاع جامعة انساني است : نخست يك پديده ي رواني است زيرا بر تعادل رواني نه تنها دو انسان، بلكه فرزندان ، دوستان و نزديكان آنان اثر مي نهد . مي توان گفت جامعه اي كه در آن طلاق از حدي متعارف تجاوزكند هرگز از سلامت برخوردار نخواهد بود . طلاق ازديدگاهي ديگر يك پديدة ارتباطي است .بدين سان ، در جامعه اي كه فاقد ارتباطات سالم ، درست و طبيعي است،پيوند يا رابطه زناشويي نيز استثناء نيست . پيوندهاي ازدواج بزودي برقرار مي شوند ، بزودي نيز قطع مي گردند . پس توجه به طلاق نه تنها از ديدگاه فرد به عنوان انسان و فرزندانش مهم است ، بلكه از ديدگاه جامعه ، فرهنگ ، اقتصاد و حتي جمعيت نيز قابل اعتناست .

 

 

مفهوم طلاق

طلاق در لغت به معني جدا شدن زن و مرد ، رها شدن از قيد نكاح و رهائي از زناشوئي است و به بيان برخي رها شدن از قيد نكاح است درعرف وعام معناي جدائي از آن در ذهن متبادر مي شود . بعضي طلاق را در معني بيزاري به كار برده اند . بايد بين طلاق و مفاهيم نزديك مثل فسخ تمايز قائل شد . در فسخ قطع قرارداد زوجيت است بدون آنكه با تشريفات خاص طلاق همراه باشد . به بيان ديگر آنچه « مجرايابي» طلاق خوانده مي شود در فسخ زن از مهر محروم است و روابط زوجيت به طور كامل قطع مي شود ، حال آنكه در بعضي از اقسام طلاق امكان بازگشت به زندگي زناشويي قبلي در پايان عده بدون ازدواج وجود دارد

دسته بندی : دفتر ازدواج و طلاق